روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

57

شرح شطحيات ( فارسى )

گويند از بسيارى حركت كه درو باشد . پس در سخن صوفيان شطح مأخوذست از حركات اسرار دلشان ، چون وجد قوى شود و نور تجلّى در صميم سرّ ايشان عالى شود ، بنعت مباشرت و مكاشفت و استحكام ارواح در انوار الهام كه عقول ايشان ( را ) حادث شود ، برانگيزاند آتش شوق ايشان بمعشوق ازلى ، تا برسند بعيان سراپردهء كبريا ، و در عالم بها جولان كنند . چون ببينند نظايرات « 6 » غيب و مضمرات غيب غيب و اسرار عظمت بىاختيار مستى در ايشان درآيد ، جان به جنبش درآيد ، سرّ به جوشش درآيد ، زبان به گفتن درآيد . از صاحب وجد كلامى صادر شود از تلهّب احوال و ارتفاع « 9 » روح در علوم مقامات كه ظاهر آن متشابه باشد ، و عبارتى باشد ، آن كلمات را غريب يابند . چون وجهش نشناسند در رسوم ظاهر ، و ميزان آن نبينند ، بانكار و طعن از قايل « 12 » مفتون شوند . ( 90 ) اگر توفيق يارى دهد مر صاحب نظرى را تا نظرش صايب شود ، زبان از انكار برگيرد و بحث در اشارات شطح نكند . بصدق ايشان در كلام متشابه ايمان آورد . برهد از آفت انكار ، زيرا كه شطح ايشان متشابه است ، چون متشابه قرآن و حديث . و بدانك اصل شطح بىتغيّر در صفات متشابه صفات است ، و در كلام پيغمبر نمودن اسرار مكاشفات صفاتى در رسوم افعال ، و آن غايت عشق اوست . چون بحر قدم از ساحل عدم بگذشت ، جواهر صفات نعوت و اسامى در لباس مجهول بنمود ، از لذّت عشق شقشقهء جان عاشقش برياح

--> ( 6 ) نظايرات : چنين است در SM ( 9 ) احوال و ارتفاع S : - M ( احوال M حاشيه ) ( 12 ) از قايل : و از قايل SM